غزل شمارهٔ ۲۰۱۰ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تأخیر ندارد خط فرمان نجاتم
در کاغذ آتش زده ثبت است براتم
آثار بقایم عرق روی حبابست
شرم آینه دارد بهکف از موت و حیاتم
هستی به هوس تک زدن گرد فسوس است
مانند نفس سخت ندامت حرکاتم
عجزم ز نم جبهه گذشتن نپسندید
زین یکدو عرق شد پل جیحون و فراتم
گرد نفس و فال اقامت چه خیالست
پرواز گرفتهست سر راه ثباتم
خطی به هوا میکشم از فطرت مجهول
در مشق جنون خامه نوا کرده دواتم
چون نشئه ندانم به کجا می روم از خویش
دارد خط پیمانه شمار درجاتم
هیهات نبردم اثر از نشئهٔ تحقیق
دین رفت به باد هوس صوم و صلاتم
محتاج نیام لیک چو آیینه ز حیرت
هر جلوه که آمد به نظر داد زکاتم
خاموشیام آن نیستکه جوشم به تکلم
از حرف تو بر لب شکری بست نباتم
بیدل نفسم کارگه حشر معانیست
چون غلغلهٔ صور قیامت کلماتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر دغدغهها و احساسات عمیق شاعر است. او به تأخیر در نجات و رهایی اشاره میکند و از آتش زدن کاغذها و ثبت سرنوشت خود صحبت میکند. احساسات متناقضی مانند حیات و موت، شرم و ندامت در زندگی او وجود دارد. شاعر به گمگشتگی و سردرگمی خود در مسیری مبهم اشاره میکند و از ناتوانی خود در عبور از مشکلات میگوید. او تمایل به دیده شدن و ابراز وجود دارد، اما در عین حال از بیثباتی و عدم یقین در زندگیاش رنج میبرد. در نهایت، شاعر احساس میکند که از طریق کلمات و معانی، به جوش و خروش زندگی و عواطفش نزدیکتر میشود.