نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۱۶ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

حضور معنی‌ام‌ گم گشت تا دل بر صور بستم

مژه واکردم و بر عالم تحقیق در بستم

ز غفلت بایدم فرسنگها طی ‌کرد در منزل

که چون شمع‌ از ره پیچیده دستاری به سر بستم

به جیب ناله دارم حسرت دیدار طوماری

که هر جا چشم امیدی پرید این نامه بر بستم

ز خاک آن‌ کف پا بوسه‌ای می‌خواست مژگانم

سرشکی را حنایی‌کردم و بر چشم تر بستم

مقیم آستانش‌ گرد خود گردیدنی دارد

شدم‌ گرداب تا در خدمت دریا کمر بستم

به صید خلق مجهول اینقدر افسون ‌که می‌خواند

گرفتم پای ‌گاوی چند با افسار خر بستم

دعا نشنید کس نفرین مگر خارد بن‌ گوشی

ز نومیدی تفنگی چند بر دوش اثر بستم

به آسانی سپند من نکرد ایجاد خاکستر

تپیدم ناله‌کردم سوختم‌کاین نقش بر بستم

درین‌گلشن بقدر ناله شوقم داشت پروازی

به رنگ غنچه تا منقار بستم بال و پر بستم

غم لذات دنیا برد از من ذوق آزادی

پر پرواز چندین ناله چون نی از شکر بستم

اسیر اعتبار عالم مطلق عنانی‌کو

گذشت آن محمل موجی‌که بر دوش‌گهر بستم

فسرد از آبله بیدل دماغ هرزه جولانی

دویدن نا امید ریشه شد تا این ثمر بستم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و معنوی شاعر است که در جستجوی حقیقت و عشق است. او از غفلت و دوری از معشوق سخن می‌گوید و با استفاده از تصاویر طبیعی و روزمره، حسرت و longing خود را به تصویر می‌کشد. شاعر به سفر درونی و تغییراتی که برای نزدیک‌تر شدن به معشوق لازم است، اشاره می‌کند و در عین حال درک و تجربه‌های خود از عشق و رنج را با زیبایی توصیف می‌کند. او غم و ناکامی‌ها را در این مسیر تجربه می‌کند و به یادآوری خاطرات و احساساتش می‌پردازد. به طور کلی، شعر درک عمیق و جستجوی معنایی فراتر از زندگی دنیاست.