نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۶۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع

غبار یأسم به هر تپیدن هزار بیداد می‌نگارم

به سرمه فرسود خامه اما هنوز فریاد می‌نگارم

به مکتب طالع آزمایی ندارم از جا‌نکنی رهایی

قفای زانوی نارسایی دماغ فرهاد می‌نگارم

اگر به سرمشق تار مویی رسم به نقاش آن تبسم

ز پردهٔ دیده تا به مژگان چه حیرت‌آباد می‌نگارم

ز سطر عنوان عجز نالی مباد مکتوب شوق خالی

ز آشیان شکسته بالی پری به صیاد می‌نگارم

تعافلت‌کرد پایمالم چسان نگریم چرا ننالم

فرامشیهای رنگ حالم فرامشت باد می‌نگارم

نه ‌گرد می‌فهمم از سواری نه رنگ می‌خواهم از بهاری

شکستهٔ کلک اعتباری به اوج ایجاد می‌نگارم

درین دبستان به سعی‌ کامل نخواندم افسون نقش‌ باطل

کمالم این بس ‌که نام بیدل به خط استاد می‌نگارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان غم و ناامیدی شاعر می‌پردازد. شاعر از درد و رنج خود می‌نویسد و احساساتی مانند یأس و فریاد را به تصویر می‌کشد. او به عشق و زیبایی نیز اشاره می‌کند و خود را در دل این احساسات غرق می‌بیند. با وجود تمام دردها و ناکامی‌ها، شاعر ناتوانی خود را به تصویر می‌کشد و به عشق و احساس ماندگارش اشاره دارد. در نهایت، او به نام "بیدل" به عنوان نشانی از کمال خود اشاره می‌کند و می‌گوید که این نام را با افتخار می‌نویسد.