غزل شمارهٔ ۲۱۹ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آنچه نذر درگه آوردیم ما
تحفه، شیئالله آوردیم ما
جان محزون پیشتاز عجز بود
آه بر لب هرگه آوردیم ما
خاک پست و دامن گردون بلند
عذر دست کوته آوردیم ما
آمدیم از عالم یکتا و لیک
عالمی را همره آوردیم ما
زین خروشیکز نفس انگیختیم
بر قیامت قهقه آوردیم ما
نفی ما، آیینهٔ اثبات اوست
گرکتانگم شد مه آوردیم ما
کبریاکم بود درتمهید عجز
تاگدا گفتی شه آوردیم ما
برگریبان ریختیم از شش جهت
زور یوسف بر چه آوردیم ما
بیگمان غیر از یکی نتوان شمرد
خواه یک خواهی ده آوردیم ما
چون نفس نرد خیالات دلیم
گاه بردیم وگه آوردیم ما
بیدلان یکسر نیاز الفتند
گر تو بپذیری ره آوردیم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و نذرهایی میپردازد که شاعر به درگاه الهی آورده است. او با اشاره به عجز و نیاز خود، خاکی بودن انسان و بلندای آسمان را مطرح میکند. شاعر از دنیایی واحد آمده و به همراه خود یک عالم را آورده است. او میگوید با ندای خود، خروش و هیجانی به پا کرده و بر قیامت خندهای آوردهاند. در نهایت، دعا میکند که خداوند تنها یک حقیقت را به رسمیت بشناسد و نیازهای دل را برآورده کند. این شعر در واقع یک سفر معنوی و بیان ارتباط عمیق با خداست.