نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۰۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه‌سان با دوست درد و داغ چندین ساله بنویسم

نیستان صفحه‌ای مسطر زند تا ناله بنویسم

به سطری ‌گر رسم از نسخهٔ بخت سیاه خود

خط نسخ سواد هند تا بنگاله بنویسم

ز فرصت آنقدر تنگم‌ که‌ گر مقدور من باشد

برات نه فلک بر شعلهٔ جواله بنویسم

زوال اعتبارات جهان فرصت نمی‌خواهد

ز خجلت آب‌گردم تا گهر را ژاله بنویسم

ز تحقیق تناسخ نامهٔ زاهد چه می‌پرسی

مگر آدم بر آید تا منش‌ گوساله بنویسم

به خاطر شکوه‌ای زان لعل خاموشم جنون دارد

قلم در موج ‌گوهر بشکنم تبخاله بنویسم

ز آن مدّ تغافلها که دارد چین ابرویش

قیامت بگذرد تا یک مژه دنباله بنویسم

از آن مهپاره خلقی برد داغ حسرت آغوشی

کنون من هم تهی‌گردم ز خوبش و هاله بنویسم

بهار فرصت مشق جنونم می‌رود بیدل

زمانی صبرکن تا یک دو داغ لاله بنویسم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردکشیده شاعر است که می‌خواهد تجربیات و احساساتش را در مورد دوستی، عشق و حوادث زندگی بنویسد. او از محدودیت زمان و شرایط نامساعد خود می‌نالد و ابراز می‌کند که فرصت نوشتن احساساتش بسیار کم است. شاعر به دنبال بیان غم‌ها و آرزوهایش است، اما احساس می‌کند که نمی‌تواند به خوبی آن‌ها را به رشته تحریر درآورد. در نهایت، او از خواننده درخواست می‌کند که کمی صبر کند تا بتواند احساسات و داغ‌های خود را به تصویر بکشد.