غزل شمارهٔ ۲۲۰۳ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز چاک سینه آهی مینوبسم
کتانم حرف ماهی مینویسم
محبت نامه پردازست امروز
شرار برگ کاهی مینویسم
سرا پا دردم از مطلب مپرسید
به مکتوب آه آهی مینویسم
به رنگ سایه مشق دیگرم نیست
همین روز سیاهی مینویسم
غبار انتظار کیست اشکم
که هر سطری به راهی مینویسم
سواد نقطهٔ موهوم روشن
به تحقیق اشتباهی مینویسم
رسایی نیست سطر رشتهٔ عجز
ز بس خاکم گیاهی مینویسم
گناه دیگر اظهار تحیر
اگر عذر گناهی مینویسم
نیاز آیینهٔ اسرار نازست
شکستم کجکلاهی مینویسم
هجوم لغزش هوشست خط نیست
به رغم جاده راهی مینویسم
دو عالم نسخهٔ حیرت سوادست
به هر صورت نگاهی مینویسم
ز دل نقش امیدی جلوگر نیست
بر این آیینه آهی مینویسم
چو صبحم صفحه بینقشست بیدل
شکست رنگ گاهی مینویسم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و درونی شاعر است که از عشق و درد ناشی از آن مینویسد. او از چاک سینهاش که نماد درد و رنج است، آهی برمیآورد و در تلاش است تا احساساتش را به کلمات تبدیل کند. شاعر همچنین بر بیثباتی و ناامیدی خود تأکید میکند و میگوید که هر سطرش به دلیل غم و اندوهی که در دل دارد، شکل میگیرد. او به جستجوی خود در دنیای آشفتهاش ادامه میدهد و در حالیکه به شکافها و ناکامیهایش میپردازد، هنوز به امیدی در دلش اشاره میکند. در نهایت، این شعر تصویری از تیرهروزی و تلاشی مستمر برای ابراز احساسات عمیق انسانی است.