غزل شمارهٔ ۲۲۷۹ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای طرب وجدی که باز آغوش گل وامیکنم
بعد سالی چون بهار این رنگ پیدا میکنم
چار دیوار توّهم سدّ راه شوق چند
کعبهای دارم به پیش، آهنگ صحرا میکنم
ساقی بزم نشاط امروز شرم نرگسی است
از عرق چون ابر طرح جام و مینا می کنم
حسن خلقی در نظر دارم که افسون هوس
گر همه آیینه بینم در دلش جا میکنم
چون شفق هرچند بر چرخم برد پرواز رنگ
همچنان سیر حنای آن کف پا میکنم
در طربگاه حضورم بار فرصت دادهاند
روزکی چند انتخاب آرزوها میکنم
یک نگه دیدار میخواهم دو عالم حوصله
میگدازم کاینقدر طاقت مهیا میکنم
زین کلامم معنی خاصیت سود اتفاق
غیر پندارد به حرف و صوت سودا میکنم
در دبستان محبت طور دانش دیگر است
سجده میخوانم خط پیشانی انشا میکنم
حیرتم بیدل سفارشنامهٔ آیینه است
میروم جایی که خود را او تماشا میکنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به شور و شوق زندگی و عشق میپردازد. او با باز کردن آغوشش به گل، به بهار و زیباییهای آن اشاره میکند. علاوه بر این، دیوارهایش را مانع شوقش میداند و به کعبهای در دلش اشاره میکند که نماد آرزوهاست. او همچنین به بزم نشاط و زیبایی ساقی اشاره میکند و از افسون محبت و عشق سخن میگوید. شاعر به تصویرگری از لحظات پرشور و رنگین زندگی میپردازد و روزهایی را که فرصت انتخاب آرزوها را دارد، توصیف میکند. او به دنبال یک نگاه از معشوق است که بتواند همه عالم را در آن بیابد. در نهایت، شاعر به دنیای عشق و محبت و یادگیریهای آن اشاره میکند و از جایی میرود که میتواند خود را به تصویر بکشد و تماشا کند.