غزل شمارهٔ ۲۳۰۶ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
آه دود آختهای میخواهم
روز شب ساختهای میخواهم
زین محیطم هوس گوهر نیست
دل نگداختهای میخواهم
فارغ از طوق وفا نتوان زیست
گردن فاختهای میخواهم
تا شوم محرم خاک قدمت
سر افراختهای میخواهم
صافی آینه منظورم نیست
خانه پرداختهای میخواهم
به متاع تپش آباد هوس
آتش انداختهای میخواهم
رنگها جمله سراغ هوسند
گرد پی باختهای میخواهم
ساز این انجمن آزادی نیست
آنطرف تاختهای میخواهم
چشم زخمست شناسایی خلق
قدر نشناختهای میخواهم
چون جرس تا ننمایم بیدل
نالهٔ ساختهای میخواهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر خواستهها و آرزوهای عمیق شاعر را بیان میکند. او به دنبال تجربههایی فراتر از زندگی روزمره و عادی است و آرزو دارد که به حقیقت والاتری برسد. شاعر میخواهد از قید و بند وفا رها شود و به عشق و آزادی دست یابد. او به دنبال نوعی آگاهی و شناخت از خود و دیگران است و نالهها و دردهایش را به شکل هنری و شاعرانگی بیان میکند. به طور کلی، شعر نشاندهنده تمایل به سهیم شدن در زیباییها و حقیقتهای عمیق زندگی است.