غزل شمارهٔ ۲۳۲ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
با همه افسردگی مفت تماشاییم ما
موجها دارد پری چندان که میناییم ما
رنگها گل کردهایم اما در آغوش عدم
بیضهٔ طاووس زیر بال عنقاییم ما
منزل ما محمل ما، سعی ما افتادگیست
همچو اشک ازکاروان لغزش پاییم ما
بیخودیعمریست ازدلمیکشد رختنفس
تا برون خود جهانی دیگر آراییم ما
نردبان چاک دل تا قصرگردون بردن است
چون سحر از خویش آسان برنمیآییم ما
گوشهٔ آرام دیگر ازکجا یابد کسی
چون نفس در خانهٔ دل هم نمیپاییم ما
امتیاز وصل و هجران دورباشکس مباد
آه ازین غفلتکه با او نیزتنهاییم ما
صرفهٔ کوشش ندارد یاد عمر رفتهام
فرصت ازکف میرود تا دست میساییم ما
تا بههمت بگذریم ازهرچه میآید به پیش
همچوفرصت یکقلم دی ساز فرداییمما
بیحضوری نیستاستقبال از خود رفتگان
سجدهایکردی به دامانی که میآییم ما
شوخی آثار معنی بیعبارت مشکل است
فاشترگوییم او هم اوست تا ماییم ما
بیمحاباکیست بیدل از سر ما بگذرد
چون شکست آبله یک قطره دریاییم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به تبیین احساسات و وضعیت افسردگی و بیهویتی انسانها میپردازد. شاعر از ناامیدی و غفلت در زندگی صحبت میکند و بیان میکند که ما با وجود ظاهر رنگین و زیبا، در واقع در دنیایی از عدم و خلاء هستیم. او به تلاشهای بیفایده برای فرار از واقعیت و یادآوری عمر از دست رفته اشاره میکند و بیان میکند که به دلیل غفلت از ارتباط با دیگران، در تنهایی به سر میبریم. در نهایت، شاعر به وجود یک حقیقت عمیق در میان این افکار و احساسات اشاره میکند و این که انسانها باید به درک بهتری از خود و ارتباطاتشان برسند.