نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۲۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سطری اگر ز وضع جهان وانوشته‌ایم

گردانده‌ایم رنگ و چلیپا نوشته‌ایم

در مکتب طلب چقدر مشق لغزش است

کاین جاده‌ها به صفحهٔ صحرا نوشته‌ایم

هر جا خطی ز نسخهٔ امکان دمیده است

عبرت غبار دیدهٔ بینا نوشته‌ایم

از زخم حسرتی‌که لب جام می‌کشد

خون بر بیاض گردن مینا نوشته‌ایم

رمز ازل‌ که صد عدم آن سوی فطرت است

پنهان نخوانده اینهمه پیدا نوشته‌ایم

معنی سواد نسخهٔ اشک چکیده‌ کیست

غمنامه‌ها به خون تمنا نوشته‌ایم

زبن آبرو که پیکر ما خاک راه اوست

خط غبار خود به ثریا نوشته‌ایم

از نقش ما حقیقت آفاق خواندنی‌ست

چون موج کارنامهٔ دریا نوشته‌ایم

قاصد چو رنگ باز نگردید سوی ما

معلوم شد که نامه به عنقا نوشته‌ایم

در مکتب نیاز چه حرف و کدام سطر

چون خامه سجده‌ای‌ست‌ که صد جا نوشته‌ایم

دستی اگر بلند کند نامه‌بر بس است

تا روشنت شود که دعاها نوشته‌ایم

اسرار خط جام که پرگار بیخودی‌ست

بیدل به‌کلک موجهٔ صهبا نوشته‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی وضعیت جهان و انسان‌ها از منظر عرفانی و فلسفی پرداخته است. شاعر به نشان دادن ناپایداری‌های زندگی و غم و حسرت‌های ناشی از آن می‌پردازد. او از "مکتب طلب" و درس‌های سخت زندگی صحبت می‌کند و اینکه ما در این راه، تجربه‌ها و زخم‌های خود را ثبت کرده‌ایم. به وجود خطاها و لغزش‌ها در زندگی‌مان اشاره می‌کند و به نوعی غم و اشک ناشی از نرسیدن به آرزوها را توصیف می‌کند. شاعر در ادامه به "رمز ازل" و سوالات عمیق‌تر درباره معنای وجود و سرنوشت اشاره می‌کند و با نگاهی به مخلوقات و روابط انسانی، تأکید می‌کند که زندگی نقش و داستان‌های پیچیده‌ای دارد که در حقیقت نشان‌دهنده‌ی نوعی وحدت و حقیقت عمیق است. در نهایت، او به دعا و نیاز بشری اشاره می‌کند و این نکته را مطرح می‌سازد که اگر درخواستی از心 برآید، ممکن است راهی به شناخت بهتر و حقیقت زندگی باشد.