غزل شمارهٔ ۲۳۳۲ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نسخهٔ هیچیم، وهمی از عدم آوردهایم
ما و من حرفی که میگردد رقم آوردهایم
خامشی بی آه و گفتوگوی باب ناله نیست
یک نفس سازیم و چندین زیر و بم آوردهایم
هیچ نقش از پردهٔ معدومی ما گل نکرد
یکقلم خاکستریم، آیینه کم آوردهایم
ای فلک از ما ضعیفان بیش از این طاقت مخواه
چون مه نو خویش را بر پشت خم آوردهایم
آفتابی کرد رنگ طاقت ما احتیاج
تا بهخاطر سایهٔ دست کرم آوردهایم
بر درت پیشانی خجلت شفیع ما بس است
سجدهای در بار ما گر نیست نم آوردهایم
عمرها نامحرم جیب تأمل تاختیم
تاکنون ما و خیالت سر بهم آوردهایم
کو تنزه سجدهای تا آبرو بندیم نقش
زحمتی بر خاک پایت از قسم آوردهایم
صبح ما روشن سواد نسخهٔ آرام نیست
سطر گردی در خیال از مشق رم آوردهایم
دست عجز ما صلای جلوهای دارد بلند
عرصه حیرانی است از مژگان علم آوردهایم
اینقدر رقص سپند ما بهامید فناست
ناله در باریم اما سرمه هم آوردهایم
سعی ما واماندگان سر منزلی دیگر نداشت
همچو لغزش زور بر نقش قدم آوردهایم
همت ما چون سحر منتکش اسباب نیست
اینقدر هستی که داریم از عدم آوردهایم
حاصل جمعیت اسباب جز عبرت نبود
مفت ما بیدل که مژگانی بهم آورده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر به بیان احساسات و تفکرات عمیق خود درباره هستی و عدم میپردازد. او به تصویرسازی از ضعف و ناتوانی انسانها در برابر مشکلات زندگی میپردازد و نشان میدهد که همواره در جستجوی معنی و هدف در زندگی هستند، حتی اگر نتوانند به آن دست یابند. شاعر اشاره میکند که ما از چیزی که نیست (عدم) به وجود خود forme میبخشیم و با وجود دشواریها نیز تلاش میکنیم. او به نهادن سجده و خضوع در برابر معبود، و بیان خجلتی که از درگاه پروردگار احساس میکند، تأکید دارد. در نهایت، او به نوعی از ناامیدی و واقعیت وجود خود میرسد که با تلاش و کوشش، تنها یادآور عبرتی از زندگی است. به طور کلی، شعر به تفکرات عمیق در مورد وجود، ناکامی و تلاش انسان برای روشن شدن معنی زندگی اشاره دارد.