غزل شمارهٔ ۲۴۰۶ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا کی غرور انجمن آرایی زبان
گردن مکش چو شمع به رعنایی زبان
خارج نوای ساز نفس چند زیستن
بر دل مبند تهمت رسوایی زبان
رمزی که درس مکتب آرام خامشیست
نشکافت جستجوی معمایی زبان
پرواز آرمیدگی از بال میبرد
ازگفتگو مخواه شکیبایی زبان
خونین دلان به دیده ی تر گفتگو کنند
محتاج نیست شیشه بهگویایی زبان
دندان شکستگوهرکارش درستی است
نرمی همان حصار توانایی زبان
در محفل شعور بلایی نیافتیم
جانکاهتر ز صحبت غوغایی زبان
ای سست حرف ضبط نفسکنکه همچو شمع
میدارد ازگداز تو مینایی زبان
هست از حباب و موج دلیلی که بحر هم
سر میدهد به باد سبکپایی زبان
اهل سخن غریب جهان حقیقتند
بایدگریست بر غم تنهایی زبان
هستیم بیدل از نسق دلفریب نظم
حیرت نگاه قافیه پیمایی زبان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره چالشهای زبان و گفتگو است. شاعر به غرور و نیاز به خاموشی در برابر زیبایی زبان اشاره میکند و میگوید که فریبندگی سخن میتواند باعث رسوایی شود. او بر این نکته تأکید دارد که در سکوت، معانی عمیقتری نهفته است و حقیقت در عمیقترین احساسات انسانها شکل میگیرد. در ادامه، شاعر بیان میکند که زبان میتواند هم آزاردهنده و هم زیبا باشد و از آن بهعنوان ابزاری برای بیان حقیقتها یاد میکند. در نهایت، او به تنهایی و غم ناشی از آن در دنیای زبان و بیان اشاره میکند و تأکید میکند که هر زبانداری باید مراقب کلام خود باشد تا از دچار شدن به دردسر و گمراهی جلوگیری کند.