نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۲۱ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

آینهٔ وصل چیست‌، حیرتی آراستن

وز اثر ما و من یک دو نفس کاستن

مفت تماشاست حسن لیک به شکر نگاه

از سر خود بایدت چون مژه برخاستن

جلوهٔ رنگ دویی خون حیا می‌خورد

سخت ادب دشمنی‌ست آینه آراستن

به ‌که به پیش ‌کریم نازکنی وقت جرم

ورنه ز کم همتی‌ست عذر گنه خواستن

عیش و غم روزگار طعمهٔ یکدیگرند

حاصل روز و شب است در بر هم ‌کاستن

نیست‌کف خاک ما قابل عرض غبار

پیشتر از ما نشست جرأت برخاستن

بیدل اگر محرمی جلوهٔ بیرنگ باش

دام تماشا مکن‌ کلفت پیراستن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات عشق، هویت و تأمل در وجود انسان می‌پردازد. شاعر از مفهوم آینه‌ وصل و حیرت در آن سخن می‌گوید و به اثرات ما و من و کاهش نفس اشاره می‌کند. زیبایی به خودی خود ارزشمند است، اما برای درک آن باید همت و زحمت کشید. جلوه‌های عشق و حیا در تعاملات انسانی پنهان است و ادب و احترام در روابط اهمیت دارد. شاعر به ناپایداری زندگی و تأثیر آن بر احساسات اشاره می‌کند و می‌گوید که ما در مقیاس بزرگ‌تر از خودمان هیچ ارزش معنوی نداریم. در پایان، اشاره به این دارد که در محبت و دوستی، لازم است به زیبایی‌های درون توجه کنیم و از زینت‌های ظاهری دوری گزینیم.