غزل شمارهٔ ۲۴۲۴ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش عشرت است دمبدم از غمگریستن
درزندگی چو شمع پی همگریستن
آنرا که نیست رنگ خلاصی ز چاه طبع
چون دلو لازم است بهعالمگریستن
غرق است پایتا بهسر اندرمحیط اشک
باید سبقگرفت ز شبنمگریستن
بنیاد ما ز اشک چو شبنم رود به باد
اجزای ما چو شمع کند کم گریستن
تاکی به وضع دهر زدن طعنه همچو شمع
باید به روی صبح چو شبنم گریستن
بیدل چو اشک نقش قدم زن به روی زر
تاکی چو چشم کیسه به درهم گریستن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به تکرار غم و اندوه اشاره میکند، و بیان میکند که زندگی مانند شمعی است که مدام میسوزد و میگرید. او به ناچاری انسانها در مقابل غم اشاره دارد و میگوید اگر کسی نتواند از درد و رنج رهایی یابد، باید به مانند دلو در چاه به گریه ادامه دهد. او همچنین به اشک و شبنم به عنوان نمادهای ضعف و آسیبپذیری اشاره میکند و میگوید اگر اشک به مقدار کم بریزد، به تدریج بنیاد وجود انسان را میکاهد. شاعر در نهایت به این موضوع میپردازد که تا وقتی شرایط زندگی سخت است، باید همچون شبنم در صبح به آرامی گرید و از غم خود بگوید. در آخر اظهار میکند که به مانند اشک، باید ردپایی از خود بر روی زمین بگذاریم.