نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۳۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کار آسانی مدان تاج کمر برداشتن

همچو خورشید آتشی باید به سر برداشتن

غفلت ذاتی به جهد ازدل نگردد مرتفع

تیرگی نتوان به صیقل از سپر برداشتن

سعی بیمغزان به عزم خفت ما باطل است

نیست ممکن پنبه را آب ازگهر برداشتن

برندارد دوش آزادی خم باری دگر

یک نگه‌کم نیست‌گر خواهد شرر برداشتن

سایهٔ مو نیز می‌چربد بر آثار نفس

اینقدر گردن نمی‌ارزد به سر برداشتن

حایلی دیگر ندارد منزل مقصود ما

گرد خود می‌باید از ره چون سحر برداشتن

همتت در ترک اسباب اینقدر عاجز چراست

می شود افکندن بارت مگر برداشتن

چون نگه تاکی ز مژگان زحمتت باید کشید

یک تپش پرواز و چندین بال و پر برداشتن

نیست عذر ناتوانی باب اقلیم وفا

زخم بسیار است می‌باید جگر برداشتن

شرم‌دار از سعی خوه ای حرص‌کوش بیخبر

عزم مقصدگور و آنگه‌ کرّ و فر برداشتن

کر چنین نیرن حرصت دشمن آسودکی‌ست

خاک شو در منزل ازگرد سفر برداشتن

دانه را بیدل ز فیض سجده‌ریزیهای عجز

نیست بی نشو و نما از خاک سر برداشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تلاشی و سختی‌های زندگی اشاره دارد و نشان می‌دهد که رسیدن به اهداف و آزادی آسان نیست. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، مفهوم تلاش و جدیت را به تصویر می‌کشد. او می‌گوید که غفلت و بی‌توجهی نمی‌تواند مشکلات را حل کند و برای رسیدن به مقصود، باید همت و عزم جدی داشت. همچنین بیان می‌کند که برای موفقیت باید موانع را از سر راه برداشت و از عجز و ناتوانی دست کشید، زیرا در غیر این صورت، تنها زحمت و خستگی حاصل می‌شود و به نتیجه‌ای نمی‌رسیم. در نهایت، poet تأکید می‌کند که بدون کوشش و تلاش جدی، هیچ چیز به دست نخواهد آمد.