نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۳۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پُر ملاف از جوهر باریک بینی داشتن

سرمه می‌خواهد زبان موی چینی داشتن

خفته چندین ملک جم درحلقهٔ‌تسلیم فقر

خاتمی دارد جهان بی‌نگینی داشتن

همت از در یوزهٔ علم و عمل وارستن است

نازکن خرمن زننگ خوشه چینی داشتن

بی مژه بستن رهایی نیست زین آشوبگاه

چون نگه تا کی غم عبرت‌ کمینی داشتن

آنقدر کز فکر استغنا برون آیی بس است

تا کجا خواهی دماغ نازنینی داشتن

شعله را گفتم سرت پا مال خاکستر که‌ کرد

گفت‌: سودای رعونت آفرینی داشتن

تا سوادکلک تقدیر اندکی روشن شود

سرمه‌گیر از چشم بر خط جبینی داشتن

بی‌نیازانی‌که پا بر اوج عزت سوده‌اند

جسته‌اند از پستی و بالا نشینی داشتن

قید جسم‌ آنگه دماغ بی‌نیازی‌؟ شرم دار

آسمان بالیدن وگرد زمینی داشتن

بوی این‌ گلشن هم از غوغای زاغان نیست کم

پنبهٔ گوش اندکی باید به بینی داشتن

گر به لفظ و معنی افکار بیدل وارسی

ترک کن اندیشهٔ سحر آفرینی داشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی موضوعاتی از جمله فقر، علم، عمل و بیداری ذهنی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصویرها و استعارات مختلف، به اهمیت خودآگاهی و تلاش برای دستیابی به کمال و آزادگی از محدودیت‌ها اشاره می‌کند. او به ناکامی‌ها و چالش‌هایی که انسان‌ها با آن مواجه هستند، پرداخته و نشان می‌دهد که تنها با تلاش و جدیت می‌توان از پستی‌ها و محدودیت‌ها برخاست. همچنین به نکاتی همچون نیاز به دانش و عمل در زندگی و اهمیت دوری از خیالات بیهوده تأکید می‌کند.