نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جایی ‌که بود پیش بری پیش نبردن

مفت تو اگر پیش بری بیش نبردن

تا چند توان زیست به افسون رعونت

مکروهتر از سجده‌ به هر کیش نبردن

ای شیخ تو درکشمکشی ورنه بهشتی است

از شانه قیامت به سر ریش نبردن

انبوهی مو نسبت تنزیه ندارد

حکم‌ست به فردوس بز و میش نبردن

برگشتن مژگان بتان قاصد نازی‌ست

ظلم است نویدی به دل ریش نبردن

دردا که دل اگه نشد از لذت دردی

خون می‌خورم از آبله بر نیش نبردن

ساقی خط ییمانه نی‌ام حوصله تا چند

حیف است به موج می‌ام از خویش نبردن

جز در سخن بی‌غرضی راست نیاید

بر خلق ستمنامهٔ تشویش نبردن

بیدل همه دم مزرع اقبال کریمان

سبز است ز آب رخ درویش نبردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفهومی عمیق و انتقادی در مورد زندگی و انسانیت می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و نمادها، به مسائلی چون ریاکاری، فریب، و تفسیر نادرست از زندگی اشاره می‌کند. او به این نکته می‌پردازد که افترا و ناپاکی در رفتار انسان‌ها وجود دارد و زندگی در دنیای فانی باید با صداقت و حقیقت همراه باشد. در واقع، شاعر نارضایتی خود را از رفتارهای ریاکارانه و superficial جامعه بیان می‌کند و از جستجوی حقیقت در زندگی بشری، علی‌رغم چالش‌ها و مشکلات آن، صحبت می‌کند. در پایان، او به مفهوم امید و زندگی به همراه صداقت و بی‌غرضی اشاره می‌کند.