نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۵۱ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر مشت غبار خود پر‌یشان می‌توان‌کردن

به چشم هر دو عالم ناز مژگان می‌توان‌کردن

متاع زندگی هر چند می‌ارزد به باد اینجا

به همت اندکی زین قیمت ارزان می‌توان‌کردن

شب حرمان فرو برده‌ست عصیان‌گاه هستی را

اگر اشکی به درد آید چراغان می‌توان کردن

بهار دستگاه شوق و چندین رنگ سودایی

جنون مفتست اگر یک ناله عریان می‌توان‌ کردن

غبار وادی حسرت فسردن بر نمی‌دارد

به پای هر که از خود رفت جولان می‌توان کردن

اگر حرص‌ گهر دامن نگیرد قطرهٔ ما را

برون زین بحر چندین رنگ توفان می‌توان‌کردن

به رنگ شمع دارم رفتنی در پیش ازین محفل

به پا جهدی که نتوانم به مژگان می‌توان کردن

به وحشت دامن همت اگر یکچین بلند افتد

جهانی را غبار طاق نسیان می‌توان کردن

به طاووسی نی‌ام قانع زگلزار تماشایت

مرا زین بیشتر هم چشم حیران می‌توان‌کردن

ادبگاه محبت گر نباشد در نظر بیدل

ز شور دل دو عالم یک نمکدان می‌توان‌ کردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تلاش و قابلیت‌های انسانی در مواجهه با مشکلات و چالش‌های زندگی اشاره دارد. شاعر از قدرت اشک و ناله در تغییر وضعیت‌ها و نیز از ارزش‌های زندگی سخن می‌گوید. او به زیبایی‌های عشق و شوق پرداخته و تصریح می‌کند که حتی در سخت‌ترین شرایط هم می‌توان روحیه را حفظ کرد و بر غم‌ها غلبه کرد. در نهایت، شاعر می‌خواهد نشان دهد که با همت و تلاش، انسان می‌تواند به دستاوردهای بزرگی برسد و زندگی را به زیبایی تجربه کند.