غزل شمارهٔ ۲۴۸۴ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
صبح است ازین مرحلهٔ یاس به در زن
چون صبح تو هم دامن آهی به کمر زن
کم نیستی از غیرت فریاد ضعیفان
بر باد رو و دست به دامان اثر زن
چون نی گره کار تو لذات جهان است
گر دست دهد نالهات آتش به شکر زن
خمها همه سنگند زمینگیر فشردن
خامیست درین میکده گو جوش شرر زن
زین بحر خطر مقصد غواص تسلیست
دل جمعکن و سنگ به سامان گهر زن
ساغرکش این میکده مخموری راز است
خمیازه مهیاکن و بر حلقهٔ در زن
تا منفعل کوشش بیهوده نباشی
بر آتش افسردهٔ ما دامن تر زن
مجنون روشان خانهٔ در بستهٔ امنند
تا خون نخوری گل به در کسب هنر زن
در ملک هوس رفع خمار است جنون هم
گر دست به جامت نرسد دست به سر زن
قطع نظر اولیست زپیچ و خم آمال
این شاخ پراکنده دمیدهست تبر زن
پر مایل نیرنگ تعلق نتوان زیست
یک چین جبین دامن ازین معرکه برزن
بیدل دلت از گریه نشد نرم گدازی
خواب تو گران است به رخ آب دگر زن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به طور کلی به تشویق و الهام بخشی مربوط میشود که در آن شاعر از فردی دعوت میکند تا به زندگی و لذتهای آن بپردازد و از موانع عبور کند. او به زیبایی صبح اشاره کرده و به افراد توصیه میکند که با قدرت و جرات به سمت خواستهها و آرزوهای خود حرکت کنند. همچنین، موضوعاتی چون عشق، هنر و جستجوی زیبایی به وضوح در متن وجود دارد. شاعر به خواننده میگوید که نباید در مواجهه با چالشها ناامید شود و باید با اراده قوی به سمت اهداف خود پیش بروند، چرا که مشکلات و موانع قابل غلبهاند. در نهایت، به نوعی دعا و آرزو برای موفقیت و خوشحالی در زندگی اشاره شده است.