نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۰۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سرمایهٔ اظهار بقا هیچکسی کن

پرواز هما یمن ندارد مگسی کن

تا محو فنا نیست نفس ناله فشان باش

تا قافله آرام پذیرد جرسی‌ کن

افروختنت سوختنی بیش ندارد

گر رشتهٔ شمعی نتوان ‌گشت خسی ‌کن

درکوچهٔ بیباکی هر طبع غباری‌ست

کس مصلح‌ کس نیست تو برخود عسسی کن

بی‌کسب هوس‌ کام تمنا نتوان یافت

گیرم همه تن عشق شدی بوالهوسی کن

چون شمع نگاهم نفس شعله فروشی‌ست

ای سرمه بجوش از من و فریاد رسی کن

کثرت ز تخیلکدهٔ وهم خیالی‌ست

یک را به تصنع عدد آوازه سی کن

هر جا رسد اندیشه ادبگاه حضور است

تا باد چراغی نشوی بی‌نفسی کن

بیدل چو نگه رام تعلق نتوان شد

گو اشک فشان دانه و حیرت قفسی کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به بیان مفاهیم فلسفی و انسانی می‌پردازد. شاعر به ما یادآوری می‌کند که زندگی گذرا است و باید از آن به درستی بهره برد. او به پرواز هما (پرنده‌ای افسانه‌ای) اشاره می‌کند و به آن تنهایی و انزوای انسانی را یادآوری می‌کند. در ادامه، از ناملایمات و ناکامی‌های زندگی سخن می‌گوید و اهمیت عشق و احساس را مورد تاکید قرار می‌دهد. شاعر به ما توصیه می‌کند که در دنیای پرهیاهو و بی‌ثبات، به خود توجه کنیم و از فراز و نشیب‌های زندگی ناامید نشویم. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که کوشش و تلاش مستمر می‌تواند ما را از مشکلات عبور دهد. نهایتاً، با اشاره به عشق و احساس، می‌خواهد ما در پی رشد و تعالی باشیم و درکی عمیق‌تر از زندگی پیدا کنیم.