نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چیست‌ گردون‌ کاینقدر در خلق غوغا ریخته

سرنگون جامی به خاک تیره صهبا ریخته

گرد ما صد بار از صحرای امکان رفته‌اند

تا قضا رنگی برای نام عنقا ریخته

آه از این حرص جنون جولان که از سعی امل

خاک دنیا برده و بر فرق عقبا ریخته

قطع امید قیامت‌کن که پاس مدعا

در غبار دی هزار امروز و فردا ریخته

تا نیفشانی به سر خاک بیابان امید

جمع نتوان ‌کرد آب روی صد جا ریخته

زیر دیوار که باید منت راحت ‌کشید

سایهٔ مو هم شبیخون بر سر ما ریخته

حسرت تعمیر بنیاد قناعت داشتیم

خاک ما را کرده ‌گِل آب رخ ما ریخته

گر مروت مشربی با چین پیشانی مساز

از تُنُک‌رویی دم شمشیر خون ها ریخته

از ازل‌گمگشتهٔ آغوش یکتای توام

تا به‌ کی جویم‌ کف خاکی به‌ دریا ریخته

تا ز هر عضوم سجود آستانت‌ گل‌ کند

پیکری چون آب می‌خواهم سراپا ریخته

تا توانی بیدل از تعظیم دل غافل مباش

شیشه‌گر نقد نفس در جیب عنقا ریخته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی مسایل انسانی و روحی می‌پردازد. او از بی‌ثباتی دنیا و تأثیرات آن بر زندگی انسان‌ها صحبت می‌کند. در هر سطر، مثالی از ناامیدی و حرص، و همچنین حسرت و جدایی از حقیقتی برتر ارائه می‌دهد. او به مواجهه انسان با قضا و قدری اشاره می‌کند و بر این باور است که تلاش‌های انسانی در مقابل سرنوشت، به‌سختی نتیجه‌ای خواهد داشت. همچنین، غنای محبت الاهی و نیاز به اتصال به حقیقت را بیان می‌کند. شاعر به کشف معنای زندگی و عدم قطع امید از آن تشویق می‌کند، در حالی که به ناکامی‌ها و دشواری‌های موجود در مسیر تاکید می‌کند. در نهایت، او بر اهمیت توجه به روح و ذات انسانی در مقابل جذبه‌های دنیا تأکید دارد.