غزل شمارهٔ ۲۶۶۱ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نه اینجا سبحه ره دارد نه زنار
تو دیرستان ناز خود پرستی
تحیر چشم بند سحرکاریست
بهار بینشانی گل به دستی
دربغا رمز خورشیدت نشد فاش
ابد رفت و همان صبح الستی
کسی دیگر چه اندیشد چه فهمد
به آیینیکه نتوان یافت هستی
به معراج خیالات تو بیدل
بلندیهاست سر در جیب پستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جستجوی معنای عمیق و حقیقت زندگی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که هیچ ارتباط مستقیمی با دنیا و اعتقادات نشانی وجود ندارد و انسانها در جستجوی حقیقت و زیباییهای حقیقی هستند. همچنین به ماهیت پرستش و حیرت در برابر زیباییها و معنای وجودی اشاره میکند. در نهایت، شاعر به نوعی ناپایداری و محدودیتهای فهم انسانی میپردازد و میگوید که درک عمیق از زندگی و معنای آن ممکن نیست.