نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۸۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

توبا این پنجهٔ نازک چه لازم رنگها بندی

بپوشی بهله و بر بهله می‌باید حنا بندی

سراپایت چوگل غیر از شکفتن بر نمی‌دارد

تبسم زیر لب دزدی‌ کز او بند قبا بندی

غبارم تا کند یاد خرامت رنگ می‌بازم

که می‌ترسم قیامت بر من بی‌دست و پا بندی

درین محفل چه دارد سعیت از آیینه پردازی

جز این‌ کز تهمت تمثال خجلت بر صفا بندی

به شوخی حق مضمون ادب نتوان ادا کردن

عرق‌کن نقطهٔ نظمی‌ که در وصف حنا بندی

شرارکاغذ ما رنگ تصویری دگر دارد

به لوح امتیاز آتش زنی تا نقش ما بندی

درین صحرا عنان سیل بی پروا که می‌گیرد

سر تسلیم افتد پیش تا راه قضا بندی

به عرض نارساییها چه طاقت چنگ این بزمم

خمیدن می‌کشم هر چند بر دوشم صدا بندی

به این طالع چه امکانست یابم بار اقبالی

مگر از استخوانم نامه بر بال هما بندی

به‌گردونت نخواهد برد سعی پوچ بالیدن

چو نی چند از سبکمغزی‌ کمرها بر هوا بندی

دل از ساز تعلق عاقبت بر کندنی دارد

گشاد آسان شود گر اندکی این عقده وا بندی

وفا سررشتهٔ تسخیر می‌خواهد رسا بیدل

به آیینی‌که هرکس راگرفتی دست‌، پا بندی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و لطافت عشق و احساسات انسانی پرداخته است. شاعر به توصیف زیبایی‌های ظاهری و باطنی معشوق می‌پردازد و از رنگ‌ها و نمادها برای بیان احساسی عمیق استفاده می‌کند. او از دشواری‌های زندگی و بی‌توجهی به شانس و تقدیر سخن می‌گوید و بر تلاش برای رسیدن به محبت و وفا تأکید می‌کند. شعر به نوعی در تضاد میان زیبایی و دردهای درونی اشاره دارد و نشانگر جستجوی انسان برای تحقق عشق و تسلیم در برابر تقدیر است.