نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۸۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا کجا آن جلوه در دل‌ها کشد میدان سری

در فشار شیشه افتاده‌ست آغوش پری

غفلت ذاتی ز تدبیر تأمل فارغ است

از فسون پنبه منت بر نمی‌دارد کری

تا عدم آوارهٔ آفات باید تاختن

جز فرو رفتن ندارد کشتی ما لنگری

فیض صحرا در غبار خانمان آسوده است

تا به دامن وارسی باید گریبان بر دری

برگ برگ بید این باغ امتحانگاه خمی‌ست

هیچ باری نیست سنگینتر ز بار بی‌بری

با خرد گفتم چه باشد انفعال آدمی

سوی‌دنیا دید وگفت‌: اشغال اسباب خری

عمرها شد می‌زنی بیدل در دیر و حرم

آه از آن روزی‌ که‌ گویندت چه زحمت می‌بری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به تأمل در مورد زندگی، عشق و وجود می‌پردازد. شاعر به بررسی احساسات عمیق و کشمکش‌های درونی انسان می‌پردازد. او به نمایشگاه دل‌ها و جلوه‌های آن اشاره می‌کند و به فریبندگی زندگی و غفلت از تدبیرهای عقلانی می‌نگرد. تردید افراد در مواجهه با عدم و خطرهایی که زندگی را تهدید می‌کند نیز مورد بحث قرار می‌گیرد. شاعر به بار سنگین بی‌برگی و عدم دستاورد در زندگی اشاره می‌کند و در پایان به یادآوری روزهایی فکر می‌کند که انسان‌ها به زحمت‌هایی که می‌کشند نمی‌پردازند و تنها به ظواهر توجه می‌کنند. در مجموع، شعر به تأمل در حال و آینده، تلاش‌ها و ناکامی‌ها می‌پردازد.