نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۱۶ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه دولت است نشاط تجدد اندوزی

دماغ اگر نشود کهنه از نو آموزی

نعیم و خلد برین‌ گرد خوان استعداد

قناعت است ولی تا کرا شود روزی

به نور فطرت ازین مهر و مه چه افزاید

چراغ دهر خمش‌ گیر اگر دل افروزی

فراهم است ز مژگان اگر نهی برهم

به پیش چشم تو اسباب راحت اندوزی

به سایهٔ علم سرنگونی مژه باش

جز انفعال درین عرصه نیست فیروزی

چو صبح شور در آفاق می‌توان افکند

به یک نفس زدنی‌ گر خموشی آموزی

ندارد این ستم آباد ما و من بیدل

لباس عافیتی غیر لب بهم دوزی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت تجدد و نوآوری در زندگی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که اگر ذهن انسان از آموزش و یادگیری کهنه نشود و دائماً در جستجوی نوآوری باشد، به نشاط و شادی دست خواهد یافت. همچنین، او بر این نکته تأکید دارد که قناعت مهم است ولی با این حال باید منتظر فرصت‌ها و روزی‌های بهتر بود. شاعر از نور فطرت صحبت می‌کند و می‌گوید که اگر کسی دلش را روشن کند، می‌تواند از امکانات و راحتی‌های زندگی بهره‌مند شود. او به علم اشاره می‌کند و می‌گوید که در ظل علم باید به طور فعال عمل کرد و فقط منتظر رویدادها نمی‌توان بود. در نهایت، اشاره‌ای به بی‌عدالتی‌ها و ضرورت تغییر اوضاع دارد، و تأکید بر این دارد که آرامش واقعی با دوختن لباس عافیت به تن نمی‌شود، بلکه نیاز به فعالیت و کوشش دارد.