نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پوچست قماش تو به اظهار تلافی

ای‌ کسوت موهوم فنا رنگ نبافی

نشکافت کس از نظم جهان معنی تحقیق

از بسکه بهم تنگ نشسته‌ست قوافی

در فکر خودم معنی او چهره‌گشا شد

خورشید برون ریختم از ذره شکافی

آیینه دلان جوهر شمشیر ندارند

اجزای مدارایی ما نیست مصافی

زندانی حرمانکدهٔ داغ وفاییم

بر ما نتوان بست خطاهای معافی

خون ناشده ره در دل ظالم نتوان برد

جز آب‌که دیده‌ست ز شمشیر غلافی

زین ما و من اندیشهٔ تحقیق که دارد

معنی نفروشی به سخنهای ‌گزافی

تا محمل آسایش جاوید توان بست

یک آبلهٔ پاست درین مرحله ‌کافی

گو این دو سه رنگت به توهّم نفریبد

آیینه مشو تا نکشی منت صافی

زان پیش که احسان فلک شعله فروشد

بیدل عرقی ریز به سامان تلافی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی چون بی‌معنایی زندگی و تلاش برای یافتن حقیقت می‌پردازد. شاعر با اشاره به پوچی قماش و ظواهر فریبنده، به جستجوی معانی عمیق‌تر در زندگی می‌پردازد. او از دشواری‌های درک واقعیت و محدودیت‌های موجود در تلاش برای کشف حقیقت صحبت می‌کند. همچنین به ضعف‌های انسانی اشاره می‌کند و تأکید دارد که نمی‌توان خطاهای خود را ساده‌لوحانه نادیده گرفت. در نهایت، شاعر با تأمل در مسأله وفا و وفاداری، دلالت بر این دارد که باید به دنبال حقیقت عمیق‌تری فراتر از ظواهر گذرا بود.