نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۸۸ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

صد رنگ نقش بستیم در یاد گل‌جبینی

طاووس‌ کرد ما را تصویر نازنینی

پرواز شوق امروز محمل‌کش تپش نیست

در بیضه‌ام جنون داشت بی‌بال و پرکمینی

وهم برهنه پایی‌ گر دامنت نگیرد

هر خار این بیابان دارد ترنجبینی

صور و خروش محشر درگوش عاشقانت

کم نیست‌ گر رساند از پشه‌ای طنینی

ما را غرور دانش شد دور باش تحقیق

می‌خواست این تماشا چشم به خود نبینی

در مکتب تعین چندین ورق سیه‌ کرد

مشق خیال هستی از سر خط جبینی

زین دشت و در ندیدیم جایی‌ که دل ‌گشاید

در بحر نظم شاید پیدا شود زمینی

شهرت ‌کمین عنقا مردیم و خاک‌ گشتیم

بر نام ما نخندید زین انجمن نگینی

از ذره تا مه و مهر آمادهٔ رحیل است

هر پای بر رکابی هر توسنی و زینی

بیدل مپیچ چندین بر دستگاه اقبال

در دامن بلندت چین دارد آستینی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معرفی زیبایی‌ها و تجلیات عشق و هنر می‌پردازد. او از رنگ و نقش‌ هایی که در یاد گل جبینی نقش بسته‌اند سخن می‌گوید و طبیعت و احساسات انسانی را به تصویر می‌کشد. طاووس به عنوان نماد زیبایی و ناز، احساس شوق و جنون را به تصویر می‌کشد. شاعر به بی‌پایی و سرگشتگی در بیابان‌های زندگی اشاره می‌کند و از تلاش برای درک عمیق‌تر حقیقت و جهان می‌گوید. او به انتقاد از غرور ناشی از دانش و دوری از تحقیق می‌پردازد و همچنین به جستجوی زیبایی و حقیقت در دشت‌های وسیع و ابهام اشاره دارد. در نهایت، او با اشاراتی به مرگ و خاک، ناپایداری انسان‌ها و هنر را متذکر می‌شود و تأکید می‌کند که هر چیزی در این جهان در حال حرکت و دگرگونی است.