نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۰۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

چه معنی بیانی چه لفظ آشنایی

رسایی مدان تا ز خود بر نیایی

چو رو یابد آیینهٔ بیحیایی

شود جوهر آرای دندان نمایی

چه مقدار آرایش خنده دارد

کف خاک و آنگه دماغ خدایی

متن بر غروری‌که مانند آتش

روی شعله‌ای چند و خاکستر آیی

نفس مایه را می‌کشد لاف هستی

به رسوایی بی‌زر و میرزایی

فلک غم ندارد ز آه ضعیفان

چه پروا هدف را ز تیر هوایی

درآیینهٔ هوش ما زنگ غفلت

نهفته‌ست چون فسق در پارسایی

به درد سرتهمت سرکشیها

من و عافیت صندل جبهه سایی

چو ریزد پر و بال من از تپیدن

شکست قفس را شود مومیایی

سخن کرد توفانی انفعالم

شنا داد ساز مرا تر صدایی

قناعت ‌کند مرکز آبروبت

شود قطره‌گوهر به صبرآزمایی

اگرکشتی آسمان غرق‌گردد

قلندر ندارد غم ناخدایی

دربن انجمن غیر عبرت چه دارد

غرورنی‌و خجلت بوریایی

به هستی من وما ضروریست بید‌ل

نفس نیست جز مایهٔ خود ستایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی نقد بر خودستایی و غرور انسانی است. شاعر در آن به ویژگی‌های بی‌فایده‌ و گمراه‌کننده‌ی خودخواهی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که کسالت و غفلت از حقیقت باعث می‌شود تا انسان‌ها از مقام واقعی خود غافل بمانند. او با استفاده از تصاویری چون "آیینه بی‌حیایی" و "غفلت نهفته" به فلسفه زندگی و زشتی‌های خودبزرگ‌بینی می‌پردازد. همچنین، از ناتوانی بشری و اندوهی که در دنیای واقعی وجود دارد صحبت می‌کند و به اهمیت هوشیاری و خویشتن‌داری در زندگی اشاره می‌کند. در نهایت، او به این نکته می‌رسد که تنها درک واقعیت و عبرت از شرایط می‌تواند انسان را از خودفریبی نجات دهد.