نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

نقش ما شد وبال یکتایی

برد طاووس عرض عنقایی

نفس‌ آمد برون جنون ‌به ‌بغل

کرد آشفته‌گرد صحرایی

چیست ما و من تو در عالم

انفعال غرور پیدایی

عمرها شد ز جنس ما گرم است

روز بازار عبرت آرایی

تا ابد باید از خیال گذشت

یک قلم دینه است فرودآیی

ای هوا ناقهٔ هوس محمل

به کجا می‌روی و می‌آیی

برده‌ای سر به آسمان غرور

خاک ناگشته‌ کی فرود آیی

صحبت ادبار بی کسی آورد

عالمی داشته است تنهایی

شش جهت چشم زخم می‌بارد

جهد آن‌ کن‌ که هیچ ننمایی

وصل دیدیم و هجر فهمیدیم

خاک در چشم ناشناسایی

بیدل از آسیای چرخ مخواه

غیر اشغال‌ کف بهم سایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی وجود انسان و تنهایی آن در جهان می‌پردازد. شاعر از «ما» و «من» به عنوان مفاهیمی که موجب غرور و جدایی می‌شوند، یاد می‌کند و به فلسفهٔ گذر زمان و عبرت‌آموزی اشاره دارد. او به تجربه‌هایی مانند عشق و جدایی، و نیز به عدم توانایی انسان در دسترسی به حقیقت و آرامش الهی اشاره می‌کند. مفاهیم خیال، غرور، و تنهایی نیز از دیگر مضامین مهم در این شعر هستند. شاعر نهایتاً به هشدار درباره خطرات ناشی از غرور و ناتوانی انسان در درک عمیق زندگی و ارتباطات اجتماعی می‌پردازد.