نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۸ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

حبابت ساغر و با بحر توفان پیش می‌آیی

حذر کز یکنفس تنگی برون از خویش می‌آیی

حلاوت آرزوییها گزند آماده است اینجا

همه ‌گر در عسل پا افشری بر نیش می‌آیی

در آن محفل‌ که ناز آدمیت خرس و بز دارد

محاسن می‌فروشی هرقدر با ریش می‌آیی

برو آنجا که سقف سیمکار و قصر زر باشد

تو شیطانی کجا درکلبهٔ درویش می‌آیی

در اهل مزبله‌گند حدث تاثیرها دارد

خباثت پیشه‌کن دنیاست آخر پیش می‌آیی

چه افسون اینقدرها دارد از قرب دلت غافل

که منزل در بغل‌ گم‌کرده دوراندیش می‌آیی

به عریانی سر یک رشته دامانت نمی‌گیرد

جنون‌کن‌ گر برون از عالم تشویش می‌آیی

حباب نقد هستی امتحانی دارد از صفرت

کمی هم زین میان‌ گر رفته باشی بیش می‌آیی

همین آوازم از دلهای درد آلود می‌آید

که مرهم شو اگر بر آستان ریش می‌آیی

بهارت بیدل آخر در چه ‌گلزار آشیان دارد

که عمری شد به چندین رنگ پیش خویش می‌آیی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تضادها و پیچیدگی‌های زندگی و احساسات انسانی می‌پردازد. شاعر با اشاره به عشق و آرزوهای گوناگون، از ابهام و سردرگمی در انتخاب‌های زندگی سخن می‌گوید. او به آدمی که به دنیای مادی و ظاهر فریبنده می‌نگرد، هشدار می‌دهد که از مسیر واقعی و معنوی خود دور نشود. شاعر همچنین به تحسر و نارضایتی از وضعیت موجود اشاره می‌کند و از مخاطب می‌خواهد که به درون خود و عمق احساساتش بیندیشد تا خویشتن واقعی‌اش را بیابد. تصمیم‌گیری در زندگی، لزوم توجه به حقیقت و دوری از ظواهر فریبنده و سطحی، از دیگر موضوعات مطرح شده در این شعر است.