نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بی‌دماغی با نشاط از بس که دارد جنگ‌ها

باده گردانده‌ست بر روی حریفان رنگ‌ها

غافلند ارباب جاه از پستی اقبال خویش

زیر پا بوده‌ست صدرآرایی اورنگ‌ها

وادی عشق است اینجا منزل دیگر کجاست

جز نفس در آبله دزدیدن فرسنگ‌ها

بی‌نیازی از تمیز کفر و دین آزاد بود

از کجا جوشید یارب اختراع ننگ‌ها

زاهدان‌، از شانه پاس ریش باید داشتن‌!

داء ثعلب بی‌پیامی نیست زین سر چنگ‌ها

تا نفس باقی‌ست باید با کدورت ساختن

در کمین آینه آبی‌ست وقف زنگ‌ها

چرب و نرمی هرچه باشد مغتنم باید شمرد

آب و روغن چون پر طاووس دارد رنگ‌ها

هرچه از تحقیق خوانی بشنو و خاموش باش

ساز ما بیرون تار افکنده است آهنگ‌ها

آخر این کهسار یک آیینه دل خواهد شدن

شیشه افتاده‌ست در فکر شکست سنگ‌ها

بیدل اسباب طرب تنبیه آگاهی‌ست‌، لیک

انجمن پر غافل است از گوشمال چنگ‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی پیچیدگی‌های زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر از بی‌توجهی قدرت‌مداران به مشکلات و ناهنجاری‌های جامعه سخن می‌گوید و از تلاطم‌های جنگ‌ها و چالش‌های مختلف زندگانی به طور نمادین یاد می‌کند. در توصیف عشق، شاعر می‌پرسد که آیا این وادی عشق، سرمنزل دیگری دارد یا نه. او به زبان آهنگین به طرد و نادیده‌گرفتن نیازهای انسانی اشاره کرده و بیان می‌کند که باید با دشواری‌ها سازگار بود. با استفاده از تمثیل‌های زیبا، شاعر نشان می‌دهد که زندگی با تمام تلخی‌ها و شیرینی‌هایش ارزشمند است و به آگاهی و تفکر عنایت می‌کند، با این حال به خاموشی و غفلت انسان‌ها از حقیقت‌ها اشاره می‌کند. در نهایت، اثر به تأمل در زندگی و عشق و چالش‌های آن دعوت می‌کند.