نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیا

دل ز نوبت جمع‌کن پر بی‌درنگ است آسیا

سعی روزی با بلای بی‌امان جوشیدن است

بیشتر درگردش از باد تفنگ است آسیا

یک ندامت کار چندین دانهٔ دل می‌کند

گرتوانی دست برهم سود ننگ است آسیا

از من و ما هرچه اندوزی‌گداز نیستی‌ست

عاشق این خرمن آتش به چنگ است آسیا

سنگ هم آیینهٔ تحقیق صیقل می‌زند

عمرها شد درتلاش رفع زنگ است آسیا

تا قیامت‌گردش افلاک درکار است و بس

کس نفهمید اینکه می‌گردد چه‌رنگ است آسیا

تا نفس باقی‌ست‌گرد رزق می‌گردیده باش

آب چون واماند از رفتار لنگ است آسیا

زیرگردون ناامید امن تا کی زیستن

دانه‌ها زینجا برون آیید تنگ است آسیا

آسمان هم ناکجا در فکر مردم تک زند

بسکه روزی‌خوار بسیارست دنگ‌است آسیا

نی زمینت عافیتگاه است و نی چرخ بلند

تاچه‌خواهی طرف‌بست آخر دو سنگ‌است آسیا

بیدل ازگردون سلامت چشم نتوان داشتن

الوداع دانه گوکام نهنگ است آسیا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفاهیم فلسفی و اجتماعی می‌پردازد و به دور و تسلسل زندگی انسان اشاره می‌کند. شاعر به موقتی بودن زندگی و تلاش برای کسب روزی می‌پردازد و نشان می‌دهد که انسان‌ها در جستجوی معنا و امنیت هستند، اما در واقعیت زندگی، ناامیدی و چرخش بی‌پایان زمان را تجربه می‌کنند. او به این نکته اشاره می‌کند که هر چیزی که اندوخته می‌شود، از دست می‌رود و در نهایت همه چیز به عدم و نابودی ختم می‌شود. در این راستا، شاعر به ناپایداری دنیا و بی‌فایدگی تلاش‌های مادی اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که زندگی بشری به مانند دانه‌ای است که در محیطی تنگ و ناامید کننده سیر می‌کند.