نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۷۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یا حسن‌گیر صورت آفاق یا نقاب

فرش است امتیاز تو از جلوه تا نقاب

گوهر چه عرض موج دهد دردل صدف

دارد لب خموش به روی صدا نقاب

نیرنگ حسن عالمی از پا فکنده است

مشکل‌که خیزد از رخ او بی‌عصا نقاب

ممنون سحربافی اوهام هستی‌ام

ورنه من خراب‌کجا وکجا نقاب

حرف مجازجزبه حقیقت نمی‌کشد

لبیک‌گوست جلوه به فریاد یا نقاب

از برگ‌گل به معنی نکهت رسیده‌ایم

ما را به جلوه‌های توکرد آشنا نقاب

ای عشق جذبه‌ای‌که قدم پیشتر زنیم

یعنی رسانده‌ایم پی خویش تا نقاب

از چهره‌ات‌،‌که آینهٔ معنی حیاست

چون پرده‌های دیده نگردد جدا نقاب

شاید عدم به مطلب نایاب وارسد

ای‌ دیده خاک شوکه فشرده است پا نقاب

بیدل تأملی که چه دارد بهار وهم

رنگ پریده است به تصویر ما نقاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به زیبایی و جذبه عشق اشاره می‌کند و با تصویرسازی‌های زیبا، از معانی عمیق عشق و زیبایی سخن می‌گوید. او به نوعی تلاش می‌کند تا از پس نقاب‌های ظاهری به حقیقت زیبایی و عشق دست یابد. همچنین بیان می‌کند که جذبه عشق می‌تواند انسان را از خود بی‌خود کند و سختی‌هایی که در راه درک این زیبایی وجود دارد. شاعر به رابطه بین ظاهر و باطن اشاره می‌کند و این‌که زیبایی حقیقی فراتر از جلوه‌های ظاهری است. در نهایت، او به تأمل در مفهوم وجود و عشق می‌پردازد و به تصویر زیبای بهار و تأثیر آن بر احساسات انسانی اشاره می‌کند.