نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۷۶ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: متفاعلتن متفاعلتن متفاعلتن متفاعلتن

نی‌ام آنکه به جرأت وصف لبت رسدم خم و پیچ عنان ادب

ز تاً‌مل موج گهر زده‌ام در حسن ادا به زبان ادب

ز حقیقت حرمت و پاس حیا به مزاج غرض‌هوسان چه اثر

که‌گرسنهٔ نان طمع نخورد قسم نمک سر خوان ادب

اگرت ز تردد ننگ طلب دل جمع شود سر و برگ غنا

ز غبار کساد متاع هوس نرسی به زیان دکان ادب

قدمت زه دامن شرم نشد که به معنی کعبه نظر فکنی

به طواف در تو رسد همه‌کس چو تو پا نکشی ز مکان ادب

همه عمر‌ به مکتب کسب فنون دل بی‌خبر تو تپید به خون

نشد آنکه رسد دو نفس سبقت ز معلمی همه‌دان ادب

تب و تاب مراتب عجز رسا به چه ناله کند دل خسته ادا

که اگربه قلم ره خط سپرم همه نقطه دمد ز بنان ادب

زترانهٔ حیرت بیدل من به چه نغمه تپد رگ ساز سخن

که تری شکند دم عرض نفس پر و بال خدنگ‌ کمان ادب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره سختی و دشواری بیان احساسات و زیبایی‌های درونی انسان است. شاعر می‌گوید که نمی‌تواند به درستی وصف زیبایی‌های محبوبش را بیان کند و در تلاش است تا از ادب و احترام برخوردار باشد. او به کنایه می‌گوید که انسان‌های گرسنه‌ای که به هوس می‌رسند، نمی‌توانند به آداب و رسوم پایبند بمانند. همچنین، شاعر به عجز و ناتوانی خود در یادگیری و فهم عمیق‌تر از مسائل زندگی اشاره می‌کند و از این می‌گوید که حتی اگر در تلاش باشد، به خاطر محدودیت‌های خود نمی‌تواند به درک کامل برسد. در نهایت، او به نغمه‌های دل‌انگیز سخن می‌گوید، اما چون از ادبیات به درستی استفاده نکرده، نمی‌تواند به زیبایی‌های واقعی دست یابد.