نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نگاه وحشی لیلی چه افسون کرد صحرا را

که‌ نقش پای آهو چشم مجنون کرد صحرا را

دل از داغ محبت‌ گر به این دیوانگی بالد

همان‌ یک‌ لاله‌ خواهد تشت‌ پرخون‌ کرد‌ صحرا را

بهار تازه‌رویی حسن فردوسی دگر دارد

گشاد جبهه رشک ربع مسکون‌ کرد صحرا را

به پستی درنمانی‌ گر به آسودن نپردازی

غبار پرفشان هم دوش‌ گردون‌ کرد صحرا را

دماغ اهل مشرب با فضولی برنمی‌آید

هجوم این عمارت‌ها دگرگون‌ کرد صحرا را

ز خودداری ندانستیم قدر عیش آزادی

دل غافل به کنج خانه مدفون‌ کرد صحرا را

ندانم گردباد از مکتب فکر که می‌آید

که‌ این یک مصرع پیچیده موزون‌ کرد صحرا را

به قدر وسعت است آماده استعداد ننگی هم

بلندی ننگ چین بر دامن افزون‌ کرد صحرا را

غبارم را ندانم در چه عالم افکند یا رب

غم آزادی‌ای کز شهر بیرون‌ کرد صحرا را

به کشتی از دل مأیوس باید بگذرم بیدل

شکست‌ این‌ آبله‌ چندان‌ که‌ جیحون‌ کرد صحرا را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر توصیف‌کننده زیبایی‌ها و جذابیت‌های عشق و طبیعت است. در آن، نگاه عاشقانه لیلی به صحرا تاثیر عمیقی می‌گذارد و زیبایی‌های آن را به تصویر می‌کشد. شاعر به احساسات دیوانگی و عشق، و داغ‌های ناشی از آن اشاره می‌کند. به تصویر کشیدن بهار و تغییرات آن، حس پویایی و زیبایی را منتقل می‌کند. همچنین، شاعر به پستی‌های زندگی و غفلت انسان‌ها از شادی‌های آزادی اشاره می‌کند. در انتها، به کنش انسان‌ها و اثرات اندیشه‌ها بر طبیعت و زندگی اشاره می‌شود و از ناامیدی و تلاش برای رهایی نیز سخن می‌گوید.