نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۴ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سیرابی ازین باغ هوس‌، یاس‌پرست است

کو صبح و چه‌شبنم ز نفس‌شستن ‌دست است

پیچ و خم موج‌گهر بحر خیالیم

این زلف هوس را نه ‌گشاد است نه ‌بست است

چون‌ گرد در این عرصه عبث دست نیازی

تیغ ظفرت در خم ابروی شکست است

بگذر ز غم‌ کوشش مقصود معین

تیر تو، نشان خواه‌، ز ناصافی شست است

چون نقش نگین‌، مسند اقبال‌ میارای

ای خفته فروتر ز زمین این چه نشست است

دون طبع ز اقبال جز ادبار چه دارد

هرچند ببالد که سر آبله پست است

محکوم قضا را چه خیال است سلامت

گرشیشهٔ افلاک بود درکف مست است

جز شبههٔ تحقیق درین بزم ندیدیم

ما را چه‌ گنه آینه تمثال‌پرست است

دربار نفس نیست جز احکام ‌گذشتن

این قافله‌ها قاصد یک نامه به دست است

ای غافل از آرایش هنگامهٔ تجدید

هر دم زدنت آینهٔ صبح الست است

بیدل دو سه دم ناز بقا، مفت هوسهاست

ما صورت‌ هیچیم و جز این ‌نیست که ‌هست است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات و آروزی انسانی است. شاعر با تشبیهات مختلف به توصیف عشق و هوس می‌پردازد و به جستجوی معنا در زندگی اشاره می‌کند. او از پیچیدگی‌های عواطف و بی‌پایانی آرزوها سخن می‌گوید و بیانگر این است که انسان‌ها در مسیر زندگی با چالش‌ها و موانع مواجه هستند. همچنین، شاعر به طبیعت زودگذر زندگی و تبعات آن اشاره کرده و به یادآوری می‌کند که زندگی فقط یک مرحله گذرا است و آرزوها تنها تصاویری در آینه‌اند. در نهایت، احساس ناپایدار بودن زندگی و بی‌معنایی بعضی از تلاش‌ها نیز در این شعر موج می‌زند.