غزل شمارهٔ ۵۰۶ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در ندامتگل مقصود به بر نزدیک است
دامنی هست به دستیکه به سر نزدیک است
دوری منزل مقصود ز خودبینیهاست
اگر از خویشکنی قطع نظر نزدیک است
رهبرکام تو پاس نفس است ای غواص
سر این رشته نگهدارگهر نزدیک است
ای هوس آنهمه مغرور اقامت نشوی
نسبت سنگهم اینجا بهشرر نزدیک است
همهگویند جدا نیست زما دلبرما
ما چنین دور چراییم اگر نزدیک است
ترک اوهام جسد مژدهٔگردونتازیست
بیضه هرگه شکند رستن پرنزدیک است
ناتوانی ز چه رو صید خیالم نکند
تاب این رشته به آن مویکمر نزدیک است
سیرها در هوسآباد تمنا کردیم
منزل یاس، ز هر راهگذر نزدیک است
همه مقصدطلبان دام لغزش گیرند
گر بدانندکه منزل چهقدر نزدیک است
نفستگام فنا، میشمرد غفلت چند
آنچه دور استکنون وقت دگر نزدیک است
بیدلآنجاکه جنون منصب عزت بخشد
نسبت آبله با دیدهٔ تر نزدیک است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره نزدیکی و دوری مقصود و اهداف انسانی است. شاعر به بررسی موانع و خودبینیها میپردازد که انسان را از رسیدن به منزل مقصود دور میکند. او یادآوری میکند که اگر از خواب غفلت بیدار شویم، مقصد به ما نزدیکتر خواهد شد. روح انسان همچون غواص نیاز به پاسداری دارد تا به گوهر حقیقت دست یابد. همچنین به خطرات خودخواهی و فریب هوسها اشاره میکند و میگوید که هرچند همه میگویند معشوقی جدا نیست، ولی این دوری ناشی از نگرش و خیالات ماست. در نهایت، شاعر تأکید میکند که نزدیکترین منزلها ممکن است در دسترس ما باشد اگر به درستی عمل کنیم و از غفلت دوری کنیم.