نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از بس قماش دامن دلدار نازک است

دستم ز کار اگر نرود کار نازک است

از طوف گلشنت ادبم منع می‌کند

کیفیت درشتی این خار نازک است

تا دم زنی چو آینه گردانده است رنگ

این کارگاه جلوه چه مقدار نازک است

عرض وفا مباد وبال دگر شود

ای ناله عبرتی که دل یار نازک است

تا گشت جنبش مژه سیل بنای اشک

بی‌پرده شد که طینت هموار نازک است

ای نازنین طبیب ز دردت گداختم

پیش آ،‌که نالهٔ من بیمار نازک است

فرصت کفیل این همه غفلت نمی‌شود

خوابت گران و سایهٔ دیوار نازک است

مشکل به نفی خود کنم اثبات مدعا

آیینه وهم و خاطر زنگار نازک است

وحدت به هیچ جلوه مقابل نمی‌شود

بی‌رنگ شو که آینه بسیار نازک است

اظهار ما ز حوصله آخر به عجز ساخت

چندان که ناله خون شده منقار نازک است

اندیشه در معاملهٔ عشق داغ شد

آیینه اوست یا منم‌، اسرار نازک است

بیدل نمی‌توان ز سر دل گذشتنم

این مشت خون ز آبله صد بار نازک است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و لطافت احساسات اشاره دارد. شاعر از نازکی و ظرافت عواطف خود صحبت می‌کند و به چالش‌های عاشقانه و درد و رنجی که از این عشق تجربه می‌کند، می‌پردازد. او به خیال و واقعیت زندگی، تحمل غفلت‌ها، و ارتباط با معشوقش اشاره می‌کند و به نازکی روح و احساسات انسانی در برابر مشکلات و ناکامی‌ها اشاره می‌کند. در کل، شعر بازتابی از عشق، غم، و زیبایی‌های توأم با آسیب‌پذیری است.