نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۵۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خامش نفسم شوخی آهنگ من این است

سر جوش بهار ادبم رنگ من این است

عمری‌ست گرفتار خم پیکر عجزم

تا بال وپرنغمه شوم چنگ من این است

بیتاب هواسنجی عمرم چه توان‌کرد

میزان خیال نفسم سنگ من این است

خمیازه‌ام آرایش پیمانهٔ هستی‌ست

چون صبح خمارم مشکن رنگ من این است

موج می و آرایش‌گوهر چه خیال است

ناموس جهان تپشم ننگ من این است

نه ذوق هنر دارم و نه محوکمالم

مجنون توام دانش و فرهنگ من این است

با هرکه طرف‌گشته‌ام آرایش اویم

آیینه‌ام و خاصیت جنگ من این است

ظلم است رفیقان ز دل خسته‌گذشتن

گر آبله دارد قدم لنگ من این است

نامحرم آن جلوه‌ام از بیدلی خویش

آیینه ندارم چه‌کنم زنگ من این است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی به بیان احساسات عمیق و درونی شاعر می‌پردازد. او از عاشقانه بودن خود و وابستگی‌اش به زیبایی‌های زندگی صحبت می‌کند. شاعر درگیر احساساتی همچون شوق، درد و بی‌قراری است و به طور خاص از تاثیر عشق بر وجودش و غم و تنهایی ناشی از آن می‌گوید. او به عدم کمال خود و وابستگی به دیگران اشاره می‌کند و می‌گوید که عشقش او را به آینه‌ای تبدیل کرده که فقط انعکاس حال دیگران را نشان می‌دهد. در نهایت، او به ناکامی در فهم و درک خود اشاره می‌کند و از ناتوانی در مقابله با احساساتش می‌نالد.