نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گذشتگان که هوس دیده‌اند دنیا را

به پیش خود همه پس دیده‌اند دنیا را

دوام‌کلفت دل آرزو نخواهی کرد

در آینه دو نفس دیده‌اند دنیا را

چوصبح هیچ‌کس اینجا بقا نمی‌خواهد

هزار بار ز بس دیده‌اند دنیا را

دل دو نیم چوگندم نموده‌اند انبار

اگر به قدر عدس دیده‌اند دنیا را

به احتیاط قدم زن‌که عافیت‌طلبان

سگ گسسته مرس دیده‌اند دنیا را

مقیدان به چه نازند ازین تماشاگاه

به چشم باز قفس دیده‌انددنیا را

دمی به حکم هوس چشم آب باید داد

که دود آتش خس دیده‌اند دنیا را

به‌قدر جاه و حشم انفعال در جوش است

هما کجاست مگس دیده‌اند دنیا را

چه‌آگهی وچه‌غفلت چه‌زندگی‌وچه‌مرگ

قیامت همه‌کس دیده‌اند دنیا را

وداع قافلهٔ اعتبارکن بیدل

همین صدای جرس دیده‌اند دنیا را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ناپایداری و فریبندگی دنیای مادی می‌پردازد. شاعر به مشاهده می‌رسد که گذشتگان نیز به دنیا نگریسته‌اند و همچون ما، دچار آرزوها و آرمان‌های ناپایدار بوده‌اند. او می‌گوید که زندگی در این دنیا لحظه‌ای و بی‌دوام است و هیچکس نمی‌تواند در آن باقی بماند. شاعر از دل شکسته و تجربه‌های متفاوت انسان‌ها سخن می‌گوید و به احتیاط در زندگی اشاره می‌کند، زیرا بسیاری با درد و رنج از حوادث دنیا آشنا هستند. در نهایت، بیدل توصیه می‌کند که به درستی از زندگی و زمان خود استفاده کنیم، چرا که همه در این دنیا از مرگ و بی‌ثباتی آگاهند.