نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آن جنگجو به ظاهر گرپشت داده است

پنهان دری ز فتح نمایان‌گشاده است

از بسکه سعی همت مردان فروتنی‌ست

پشت سپه قوی به سوار پیاده است

محو قفاست آینه‌پردازی صفا

از ریش‌دار هیچ مپرسید ساده است

طفلی چه ممکن است رود ازمزاج شیخ

هرچند مو سفیدکند پیرزاده است

از علت مشایخ و طوارشان مپرس

بالفعل طینت نر این قوم‌، ماده است

هرجا مزینی است به حکم صلاح شرع

در ریش محتسب بچه‌اش را نهاده است

اینجا خیال‌گنبد عمامه هیچ نیست

بار سرین به‌گردن واعظ فتاده است

زاهد کجا و طاعت یزدانش ازکجا

در وضع سجده شیوهٔ خاصش اراده است

رعنایی امام ندارد سر نماز

می‌نازد از عصاکه به دستش چه داده است

ملا هزار بار به انگشتهای دخل

ته کرده درس وگرم تلاش اعاده است

نامرد و مرد تا نکشد زحمت‌گواه

قاضی درین مقدمه غورش زیاده است

اقبال خلق بسکه به ادبار بسته عهد

پیش اوفتاده است و قفا ایستاده است

پستی کشید دامن این حیزطینتان

چندان که نامشان به زبانها فتاده است

نقش جهان نتیجهٔ اندیشهٔ دویی‌ست

نیرنگ شخص و آینه تمثال زاده است

بیدل چه ذلت است‌که‌گردون منقلب

در طبع مرد خاصیت زن نهاده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی و نقد وضع اجتماعی و اخلاقی افرادی که در جامعه در نقش‌های مختلف قرار دارند، می‌پردازد. او به جنگجویانی اشاره می‌کند که در حالتی دروغین، خود را قوی و پیروز نشان می‌دهند، در حالی که حقیقت چیز دیگری است. شاعر بر این نکته تأکید دارد که بسیاری از افراد، به ویژه زاهدان و علمای دین، در شرایط کنونی تنها به ظاهر می‌پردازند و از حقیقت دور شده‌اند. شاعر همچنین به تضادهایی در رفتار انسان‌ها اشاره می‌کند؛ مثلاً کسی که خود را متعهد به دین نشان می‌دهد، اما در عمق وجودش هیچ تعهدی ندارد. بحث بر سر ظاهر و باطن، زهد و ریاکاری، و سقوط ارزش‌ها در میان اقشار مختلف جامعه و چالش‌هایی که بر سر راه صداقت و همت افراد وجود دارد، از دیگر مضامین شعر است. در نهایت، شاعر حس ذلت و انزوا را در بین افرادی که به نوعی در این چرخه گرفتار شده‌اند، به تصویر می‌کشد و از تغییرات اساسی در طبیعت انسان‌ها صحبت به میان می‌آورد.