غزل شمارهٔ ۶۰۵ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
واژگونی بسکه با وضعم قرینکردیده است
سرنوشتم نیز چون نقش نگین گردیده است
عمرها شد چون نگاه دیده آیینهام
حیرت دیدار حصن آهنین گردیده است
داشتم چون صبح گیر و دار شور محشری
کز غم کم فرصتی آه حزین گردیده است
هیچ وضعی همچو آرامیدگی مقبول نیست
شعله هم از داغ گشتن دلنشین گردیده است
گر به نرمی خو کند طبعت حلاوت صید تست
هرکجا مومیست دام انگبین گردیده است
بیمحابا از سر افتادگان نتوان گذشت
خاک ازیک نقش پا صد جبهه چین گردیده است
همچو موج از تهمت دام تعلق فارغیم
دامن ما را شکست رنگ چین گردیده است
فرش همواریست هرگه ماه میگردد هلال
درکمال، اکثر رک گردن جبین گردیده است
جلوهٔ هستی غنیمتدان کهفرصتبیش نیست
حسن اینجا یک نگه آیینهبین گردیده است
بیدل از بی دستگاهی سرنگون خجلتیم
دست ما از بس تهی شد آستینگردیده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حال و هوای شاعر است که از تحولات و ناامیدیها در زندگی میگوید. او به واژگونی و دگرگونیهایی اشاره میکند که سرنوشتش را شکل داده و باعث حیرت او شده است. عمرش به سرعت سپری میشود و غم ناشی از گذر زمان بر او سنگینی میکند. شاعر به آرامش درونی و دلمشغولی به عشق و زیباییهای لحظههای گذرا اشاره میکند و میگوید هیچ چیزی مانند آرامش و سکون مطلوب نیست. او همچنین بر این نکته تأکید میکند که فرصتی که در زندگی دارد محدود است و باید از آن بهره ببرد. در نهایت، احساس یأس و خجلتی را از بیپناهی و تهیدستی خود ابراز میکند.