نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۴۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قابل نخل ما بر دگرست

گردن شمع را سر دگرست

سر به ‌گردون فرو نمی‌آربم

این هواهای منظر دگرست

کشت اقبال معصیتها سبز

ابر ما، دامن‌تر دگرست

از دم واپسین خبر جستم

گفت این دور ساغر دگرست

خواجه در هر لباس گرداندن

چون تأمل‌کنی خر دگرست

با حریصان عجوز دنیا را

زن مخوانید شوهر دگرست

عالمی ‌را چو شمع‌ حسرت خورد

وضع خمیازه از در دگرست

راست بر جادهٔ جنون تازند

موی ژولیده مسطر دگرست

راحت از وضع سایه‌کسب‌کنید

پهلوی عجز بستر دگرست

نامه‌ام فال‌بین قاصد نیست

رنگ اگر بشکند پر دگرست

به کجا سرنهم که چو‌ن زنجیر

هر دری حلقهٔ در دگرست

بیدل آگه نه‌ای ز ضبط نفس

گره رشته‌ گوهر دگرست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تداوم و تغییرات زندگی و احساسات انسان اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری چون شمع و نخل، به تفاوت‌ها و دگرگونی‌های موجود در دنیا و خود انسان می‌پردازد. او به احساساتی چون حسرت، جنون و معصیت اشاره می‌کند و به نوعی به ناکامی‌ها و چالش‌های زندگی انسان تأکید دارد. همچنین، به ناپایداری دنیا و تغییرات مداوم در آن پرداخته و می‌گوید که هر چیزی در این دنیا، از جمله روابط و وضعیت انسان‌ها، نسبت به گذشته و آینده متفاوت است. شعر دعوت به تفکر در مورد این تغییرات و تأثیرات آن‌ها بر زندگی دارد.