نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۶۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ناتوانی ‌گر چنین اعضای ما خواهد شکست

استخوان‌دریکدگرچون‌بوریاخواهد شکست

حاصل‌دل ‌، جز ندامت نیست ‌، از تعمیر جسم

بار این کشتی غرور ناخدا خواهد شکست

هرکجا صبر ضعیفان پای طاقت افشرد

شیشه‌‌ها بر یکدگر جهد صدا خواهد شکست

در قفس‌ فریاد خاموشی است‌ ما را چون حباب

شور این‌ آهنگ‌ هم‌ در گوش ما خواهد شکست

تا نگردد عالم از توفان ‌گل یگ جام می

چون‌ خزان صفرای رنگ ‌ما کجا خواهد شکست

باطن هر غنچه بزم شبنمستان حیاسب

از شکست ‌یک د‌‌ل ‌اینجا شیشه ها خواهد شکست

سخت در تیمار جسم افتاده‌ای هشیار باش

عاقبت از سعی تعمیر این بنا خواهد شکست

شمع این محفل نمی‌بیند ز خود عاجزتری

موی‌سر بشناش اگرخاری به‌پا خواهد شکست

الرحیلی درکمین ما و من افتاده است

کرد چندین‌کاروان بانگ درا خواهد شکست

گردش صد سال دندان را به سستی می‌کشد

دانهٔ ماگرد چندین آسیا خواهد شکست

حسن وحدت جلوه آفاق را آیینه‌ایم

هر که ا‌ز خود چشم‌پوشد رنگ ‌ما خواهد شکست

بی‌نیازیها محیط آبروی دیگر است

لب‌ به ‌حاجت وامکن‌ رنگ‌ غنا خواهد شکست

نیست غیر از خودسریها سنگ مینای حباب

این‌ سر بی‌مغز را بیدل‌ هوا خواهد شکست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ناتوانی و شکست‌های درونی انسان می‌پردازد. شاعر از ضعف جسم و روح سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که در برابر مشکلات و چالش‌ها، بیشتر از آنچه که انتظار می‌رود، شکسته خواهیم شد. او به تمثیل‌هایی چون کشتی غرور و شمع محفل اشاره می‌کند تا نشان دهد که هیچ چیزی از آسیب در امان نیست. همچنین به ناامیدی‌هایی که از عدم رسیدن به خواسته‌ها و خودسری‌ها به وجود می‌آید، اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به اهمیت خودآگاهی و عدم خودمحوری می‌پردازد و به این نکته می‌رسد که انسان باید از خودخواهی دوری کند تا از این شکست‌ها رهایی یابد.