غزل شمارهٔ ۷۱۱ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساز تو کمین نغمهٔ بیداد شکستیست
در شیشهٔ این رنگ پریزاد شکستیست
گوهر ز حباب آن همه تفریق ندارد
هرجاست سری درگره باد شکستیست
تصویر سحر رنگ سلامت نفروشد
صورتگر ما خامهٔ بهزاد شکستیست
پیچ و خم عجزیم، چه ناز و چه تعین؟
بالیدن امواج به امداد شکستیست
چون رنگ چه“بالم به غباریکه ندارم
از خویش فراموشی من یاد شکستی ست
تنها دل عاشق تپش یأس ندارد
هرشیشه تنک مشرب فریاد شکستیست
بیدل نخوری عشوهٔ تعمیر سلامت
ویرانی بنیاد تو آباد شکستی ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی درد و شعور عاشقانه میپردازد. شاعر به تشریح حالتی از شکست و نقص در زندگی و عشق میپردازد. او با استفاده از تصاویر و تشبیهات زیبا، به ناکامیها و ناامیدیها اشاره میکند و درمییابد که عشق واقعی با وجود زخمها و مشکلات، همچنان زنده است. در نهایت، اشعار نشاندهندهی ارتباط عمیق بین زیبایی و رنج، و همچنین قصد شاعر برای ترمیم این دردها از طریق هنر و احساسات است.