نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۲۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چمن امروز فرش منزل‌ کیست

رگ‌گل دود شمع محفل ‌کیست

قد پیری اگر نه دشمن ماست

خم این طاق تیغ قاتل‌ کیست

تپش آیینه‌دار حسرت ماست

گل این باغ بال بسمل ‌کیست

دل ماگر نه دشت جلوهٔ اوست

نفس آخر غبار محمل‌ کیست

خط آن لعل دود خرمن ماست

رم آن چشم برق حاصل‌ کیست

دل ما شد سپند آتش رشک

گل رویت چراغ محفل ‌کیست

به هم آورده دیدم آن‌کف دست

نی‌ام آگه‌، به چنگ او، دل ‌کیست

حذر از دستگاه عشرت دهر

هوس آهنگ رقص بسمل ‌کیست

اگر اوهام سد راه ما نیست

نفس افسون پای در گل ‌کیست

برد ازگوش رنگ طاقت هوش

جرس امشب فغان بیدل ‌کیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جستجوی معنا و شناختن شخصیت‌های مختلف در زندگی است. شاعر با استفاده از پرسش‌هایی الهام‌بخش، به نوعی سردرگمی و حسرت در خصوص روابط و احساسات انسانی اشاره می‌کند. هر پرسش نمایانگر آرزوها، دردها و زیبایی‌های دل‌انگیز است که در عین حال، نیز با تشویش و فراق همراه است. شاعر به توصیف زیبایی‌های طبیعت و آدمی می‌پردازد و سعی دارد تا هویت و غنای روحی خود و دیگران را شناسایی کند. این جستجو در پس هر تصویر و اکسیری از عشق و زیبایی، نشان‌دهنده‌ای از شیفتگی و درک عمیق از زندگی است.