نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۷۶ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بهار آیینهٔ رنگی‌که باشد صرف آیینت

شکفتن فرش گلزاری‌که بوسد پای رنگینت

عرق ساز حیا از جبهه‌ات ناز دگر دارد

به‌شبنم داده خورشیدی گهرپرداز پروینت

خجالت در مزاج بوی‌گل می‌پرورد شبنم

به‌آن‌طرزسخن‌یعنی نسیم برگ نسرینت

چه امکان است همسنگ ترازوی توگردیدن

مگرکوه وقار آیینه پردازد ز تمکینت

نمی‌چیند به یک دریا عرق جزشرم همواری

تبسمهای موج‌گوهر از ابروی پرچینت

تحیر صید مژگان هم بهشتی در نظر دارد

به زیر بال طاووس است دل در چنگ شاهینت

وفا سر بر خط عهدت‌کرم فرمانبر جهدت

ترحم بندهٔ‌کیشت‌، مروت امت دینت

زیارتگاه یکتایی‌ست الفت خانهٔ دلها

نگردد غافل از آیینه یارب چشم حق‌بینت

به منع حسرت بیدل‌که دارد ناز خودکامی

شکر هم می‌خورد آب از تبسمهای شیرینت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت بهار و تأثیر آن بر محیط و احساسات انسان اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری از رنگ‌ها، گل‌ها و زیبایی‌های طبیعی، عشق و دلنشینی را به تصویر می‌کشد. او به خصوص به نقش حیا و خجالت در وجود انسان اشاره کرده و نشان می‌دهد که این احساسات چگونه با زیبایی‌های طبیعی ترکیب شده و خلق می‌شوند. همچنین، شاعر به وفاداری و محبت نیز توجه دارد و از عواطف انسانی و ارتباطات مطلوب در زندگی یاد می‌کند. در نهایت، او به اهمیت نگاه به جهان و زیبایی‌های آن از دریچه‌ای عمیق و انسانی اشاره دارد.