نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر، دمی‌، بوس کفت‌گردد میسر تیغ را

تا ابد رگهای‌گل بالد ز جوهر تیغ را

ازکدورت برنمی‌آید مزاج کینه‌جو

بیشتر دارد همین زنگار در بر تیغ را

ای‌که داری سیرگلزار شهادت در خیال

بایدت‌از شوق زد چون سبزه برسرتیغ‌را

عیش خواهی صید آفت شوکه مانند هلال

چرخ ابرومی‌کند برچشم ساغرتیغ را

پردهٔ نیرنگ توفان بود شوق بسملم

خونم آخرکرد بازوی شناور تیغ را

تا مگر یکباره‌گردد قطع راه هستی‌ام

چون دم مقراض می‌خواهم دو پیکر تیغ را

موج توفان می‌زند جوی به‌دریامتصل

جوهر دیگر بود در دست حیدر تیغ را

هرکه را دل از غبارکینه‌جوییها تهی‌ست

می‌کشد همچون نیام آسوده در برتیغ را

دل به امید تلافی می‌تپد اماکجاست

آنقدر زخمی‌که خواباند به بسترتیغ را

بیدل از هرمصرعم موج نزاکت می‌چکد

کرده‌ام رنگین به خون صید لاغرتیغ را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تیغ و مفهوم فلسطینیان اشاره می‌کند و از درد و رنجی که بر دوش آنهاست صحبت می‌کند. وی به شدت احساسات و آرزوهای خود را در رابطه با شهادت و جهاد ابراز می‌کند. شاعر به دلتنگی و ناامیدی در برابر کینه و زخم‌ها اشاره دارد و به زیبایی‌های گلزار شهادت و احساس شوق و تمایل برای رفتن به میدان جنگ می‌پردازد. او به تصویر کشیدن تیغ به عنوان نماد قدرت و جدال در برابر مشکلات می‌پردازد و در نهایت به این نکته اشاره می‌کند که دل‌های آزاده، از کینه و کدورت تهی‌اند و بیشتر در پی آزادی و صلح هستند.