نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۵۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به هرجا ساز غیرت انفعال آهنگ می‌گردد

به موج یک عرق صد آسیای رنگ می‌گردد

نگردد ضعف پیری مانع بیتابی شوقت

نوا از پا نیفتد گر نی ما چنگ می‌گردد

فسردن‌ کسوت ناموس ‌چندین وحشت‌ است اینجا

پری در شیشه دارد خاک ما گر سنگ می‌گردد

ز الفتگاه دل مگذرکه با آن پرفشانیها

نفس اینجا ز لب نگذشته عذر لنگ می‌گردد

چو گیرد خودنمایی دامنت ساز ندامت کن

خموشی می‌تپد بر خویش تا آهنگ می‌گردد

فریب آب نتوان خوردن از آیینهٔ هستی

گر امروزش صفایی هست فردا زنگ می‌گردد

دماغ و هم سرشار است در خمخانهٔ امکان

می تحقیق تا در جام ریزی بنگ می‌گردد

ندانم نبض موجم یا غبار شیشهٔ ساعت

که راحت از مزاج من به صد فرسنگ می‌گردد

جنونم جامه‌واری دارد از تشریف عریانی

که‌ گر یک رشته بر رویش فزایی تنگ می‌گردد

دل آن بهتر که چون اشک از تپیدن نگذرد بیدل

که این گوهر به یک دم آرمیدن سنگ می‌گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی از احساسات و تجربیات انسانی اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویر مختلف، به مسائل عشق، وجود و تنهایی و همچنین گذر زمان پرداخته است. او از «غیرت» و «عشق» سخن می‌گوید و بیان می‌کند که احساسات عمیق و شورناک در دل انسان، حتی با گذر زمان و پیری، خاموش نمی‌شود. به زندگی و زودگذری آن اشاره می‌کند و می‌گوید که خوشی‌ها و زیبایی‌ها ممکن است به زودی به اندوه و رنگ باختگی تبدیل شوند. شاعر به ما یادآوری می‌کند که نگذاریم ضعف‌ها و موانع، مانع عشق و شور و شوق‌مان شوند. در نهایت، او به ارزش عواطف حقیقی و تجارب انسانی تأکید می‌کند و بیان می‌کند که احساسات واقعی مانند اشک، باید همیشه جاری باشند و در پی شیوه‌ای از ندامت و توبیخ نباشیم.