نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۹۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

حیا عمری‌ست با صد گردش رنگم طرف دارد

عرق نقاش عبرت از جبین من صدف دارد

نشد روشن صفای سینهٔ اخلاص‌کیشانت

که درباب بهم جوشیدن دلها چه‌ کف دارد

به شغل لهو چندی رفع سردیهای دوران‌کن

جهان حیز گرمی در خور آواز دف دارد

دل از فکر معیشت جمع کن از علم و فن بگذر

اگر جهل است و گر دانش همین آب و علف دارد

به توفانگاه آفات استقامت رنگ می‌بازد

درین میدان کسی گر سینه‌ای دارد هدف دارد

ز اقبال عرب غافل مباشید ای عجم‌زادان

سریر اقتدار بلخ هم شاه نجف دارد

جدا نپسندد از خود هیچکس مشاطهٔ خود را

مه تابان حضور شب در آغوش کلف دارد

قضا بر سجدهٔ ما بست اوج نشئهٔ عزت

طلسم آبروی خاک در پستی شرف دارد

به نومیدی چمن سیر نگارستان افسوسم

حنا داغ‌ست از رنگی که سودنهای کف دارد

به این عجزی‌که می‌بینم شکوه جراتت بیدل

اگر مژگان توانی واکنی فتح دو صف دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بررسی و تأمل در موضوعاتی چون زیبایی، عشق، درک عمیق روح و استقامت در برابر سختی‌ها می‌پردازد. شاعر به رنگ و زیبایی صورت و دل اشاره می‌کند و از ناپایداری دنیا و لزوم گذر از مشکلات و سردی‌ها به سمت گرم‌ترین احساسات زندگی یاد می‌کند. همچنین تأکید می‌شود که علم و دانش باید فراتر از نیازهای روزمره باشد. شاعر به مقابله با چالش‌ها و مشکلات زندگی اشاره دارد و بر اهمیت استقامت و هدف‌مندی تأکید می‌کند. در نهایت، او به زیبایی‌های درونی و ظاهری و همچنین به قضا و قدر اشاره کرده و بر این نکته تأکید می‌کند که در هر شرایطی باید به امید و تلاش ادامه داد.